ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

72

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

سنگ محكوك بر درب آن نصب است و قطعه و ماده تاريخ بر آن نوشته شده ، بانى آن ميرزا اشرف و ميرزا مؤمن نام بوده‌اند و ماده تاريخ اين است : ( تا ابد آباد بادا اين رباط دلگشاى 1062 ) . اينجا هوا بسيار خوبست ، امّا حواس جمع نمىشود . از بس كه باد مىآيد . از ميوه‌جات درختى ، زردآلو و توت و سيب و شاه توت فراوان است . هنوز خرمنها را برنداشته‌اند . از ميوه‌جات بوتهء خيار و خربوزه و هندوانه در نائين نيست . از عقدا و يزد و اصفهان براى هركس بخواهد ، مىآورند . مىگويند خربوزه خوبى اينجا دارد . امّا پائيز به دست مىآيد ، و زود تمام مىشود . رمضان نام و زنش كه هركدام صد سال تمام عمر كرده‌اند ، ديده شدند . اينها رعيت اصلى اينجا هستند و قريب سىنفر وابسته دارند . از قبيل پسر و دختر و داماد و عروس و نواده كه اين مرد و زن منشاء همهء اين جمعيت شده‌اند . خود اين مرد و زن هنوز مشغول رعيتى هستند . و مشاعرشان غالبا به جاست ، خاصه ضعيفه كه گاهى با قد خميده و گاه با قامت كشيده راه مىرود و آب مىكشد و از قرارى كه مىگويند از باغ و خانهء اولاد خود چوب و ميوه و غيره مىدزدد . مردم بالا باد هم تماما از پيوستگان اينها هستند . حاجى محمد بلابادى و برادران و پسران او همه اولاد برادران اين رمضان مىباشند . و قريب هفتاد نفر زن و مرد هستند . در بالاباد حمام و مسجد هست كه از غالب مزارع حول و حوش اينجا به حمام مىآيند . زراعت اينها امسال به سبب ترسالى بسيار خوب است . امّا خشك سال هيچ ندارند . يك چيز ديگر اينجا اسباب اختلال حواس است و آن كثرت زنبور است كه البته در هر اطاق پنجاه زنبور در حركت و جستن است . روز يكشنبه بيست و نهم : شيخ الاسلام و بعضى ديگر از مزارع و منازل ييلاقى خود آمده ، اظهار نمودند كه به مزرعهء درويش احمد كه به كدّ يمين و عرق جبين خود او در اين نزديكى ساخته و اسمش را همّت‌آباد گذاشته است ، برويم . با كمال ميل به ديدن درويش رفتيم . درويش به خوشحالى تمام در مقام پذيرايى برآمده ، صحبتهاى بسيار داشت . از قرارى كه مىگفت سرسپردهء مرحوم آخوند ملا حسن آرندى است كه آخوند عليه الرحمه در حالت احتضار او را بگوشه‌گيرى و انزوا امر نموده ، و تا به حال در اينجا آسوده ، به قدر يك لولهء آفتابه آب و چند درخت تحصيل كرده ، تنها بسر مىبرد . در اثناى صحبت درويش ، اين غزل به خاطر فاتر رسيده ثبت روزنامه شد .